سلامت روان را به لحاظ علمي چطور تعريف مي کنيد؟
سلامت روان چيزي جدا از تعريف کلي سلامت نيست چراکه روان با تماميت انسان رابطه دارد و زماني ميسر مي شود که فرد هيچ احساس ناخوشايند و نامطلوبي از زندگي نداشته باشد و ديگران ازجمله پزشکان هم او را در حد طبيعي بدانند بنابراين احساس امنيت خاطر، شادماني بموقع ، اندوه بموقع ، خواب و خوراک و انرژي به اندازه مي تواند نشان دهنده سلامت روان باشد. ملاحظه مي کنيد در اينجا به چند فاکتور جسمي اشاره شد زيرا بهداشت روان جدا از بهداشت جسمي و عمومي نيست.
به ندرت پيش مي آيد که فرد وضعيت جسمي غيرطبيعي داشته و سلامت جسم او مختل شده باشد اما از نظر روان هيچ مشکلي نداشته و کاملا در وضعيت مناسب و مطلوبي باشد.اين مساله در بيماران قلبي ، مبتلايان به بيماري هاي مزمن ريوي و بسياري مشکلات ديگر قابل مشاهده است.
عکس اين موضوع هم صادق است.
يعني کسي که از بيماري رواني رنج مي برد و براي مثال به اسکيزوفرني مبتلا است ، ابتدا يک بخش جسمي يعني مغز او دچار اختلال شده و تغييراتي در آن رخ داده که موجب عدم تعادل عملکرد آن شده و تظاهرات رواني آن به صورت بيماري اسکيزوفرنيا بروز کرده است.
مهمترين بيماري هاي رواني کدامند؟ و در کشور ما کدام يک شايع ترند؟
اگر از نظر شيوع بيماري در نظر بگيريم ، افسردگي و اضطراب مهمترند اما از نظر نتيجه پاياني بايد گفت بيماري هايي مانند اسکيزوفرني مهمترند زيرا مسير شديدتري دارند، درمانشان دشوارتر و طولاني تر است و معمولا نتايج کمتري به دست مي آيد. پس از آن بيماري هاي دوقطبي ، انواع زوال هاي عقلي و برخي اختلالات شخصيت به لحاظ نتايج بدترين نوع بيماري هاي رواني اند، اما خوشبختانه براي همه اين اختلالات درمان وجود دارد. در کشور ما و البته در همه جهان افسردگي شايع ترين بيماري رواني است.
آيا آمار مشخصي را براي مبتلايان به بيماري رواني در کشورمان در اختيار داريد و اين اختلالات در ميان کدام جنس بيشتر است؟
البته براي به دست آوردن آمار دقيق در اين باره تلاش بيشتري بايد صورت گيرد ولي مطمئنا آمار پاييني نيست اما بين دو جنس مسلما در خانمها بيشتر است.
اصولا خانمها به دلايل متعدد در هرجاي دنيا که باشند تحت شرايطي قرار دارند که گرچه طبيعي هستند تغيير و تحولاتي را سبب مي شوند که پيامدهاي رواني آنها اجتناب ناپذير است. قاعدگي ، بارداري با مشکلات عديده اي که به همراه دارد، يائسگي ، فشارهاي اجتماعي و به نوعي تبعيض هاي شغلي که در همه کشورهاي جهان به چشم مي خورد، همگي عواملي هستند که شيوع بيماري رواني در زنان را افزايش مي دهد. علاوه بر اين که زنها به لحاظ عاطفي و هيجاني آسيب پذيرترند.
رايج ترين روشهاي درماني بيماري هاي روان کدامند؟
رايج ترين روشهاي درمان بيماري هاي روان ، روان درماني و درمان هاي دارويي هستند البته برخي روشهاي ديگر هم گاهي به کار مي رود اما عمدتا از اين دو گروه براي رفع اختلالات روان استفاده مي شود.
روان درماني يا سايکوتراپي نحوه برخورد با حوادث را به شخص مي آموزد و به او کمک مي کند به علت بيماري خود پي برده و تغييرات مثبتي را در شيوه زندگي خود اعمال کند. اين روش مي تواند به عنوان بخش مهمي از درمان افسردگي يا اختلال دو قطبي در نظر گرفته شود. دارو درماني همان طور که از نامش پيداست، مستلزم استفاده از داروهاست که به بازگشت تعادل مواد شيميايي در مغز کمک مي کنند. انواع داروها شامل داروهاي ضداضطرابي ، ضدافسردگي ، آنتي سايکوتيک و آنتي مانيک و تثبيت کننده هاي خلق و غيره هستند.
ارتقاي سلامت
افراد واکسيناسيون در مقابل بيماري هاي رواني هم امکان پذير است. اگر افراد مطابق سنت جامعه خودشان و اصول صحيح آن تربيت شده و در مراحل رشد و تربيت و آموزششان با حکمت و فرهنگ بومي خود و ميراث فرهنگي جهان آشنا گشته باشند ، بايدها و نبايدها را از نظر زندگي بياموزند و از طرفي حکومت ها امکانات و شرايط آرامش رواني افراد جامعه را مهيا سازند ، مسلما نوعي مصنويت در برابر اختلالات روان فراهم مي شود.
اغلب مشکلاتي که بهداشت رواني را به خطر مي اندازد ، به دست خود بشر ايجاد مي شود.
سيستم هاي اقتصادي که منجر به تبعيض و فقر مي شود، جنگ ، تهاجمي که در ذات بشر نهفته است ، زياده طلبي هاي او و بويژه زندگي اجتماعي که به جبر تشکيل داده از عمده مسائلي هستند که اگر رعايت شوند واکسينه مي شويم.
درمان بيماري هاي جسمي که در اثر مزمن شدن معمولا ناتوان کننده بوده منجربه افسردگي و اضطراب مي شوند، بهره مندي از هواي پاک ، ترافيک روان ، تامين منابع غذايي سالم و همه شرايط متعادل محيطي در ارتقاي سلامت افراد جامعه تاثير دارند.
و بالاخره يکي ديگر از روشهاي درماني که در موارد حاد به کار مي رود شوک درماني است که در آن از شوک الکتريکي براي بازگرداندن بيمار تهاجمي به حالت عادي استفاده مي شود.
چرا گاهي بيماري هاي رواني و ويژگي جنون يکسان تلقي مي شوند؟
اين فقط يک نامگذاري است و در واقع مشکل تاريخي دارد. در گذشته معتقد بودند فرد مبتلا به بيماري رواني ، جن و ديو وارد بدنش شده است و بيمار رواني به غلط و بر مبناي عدم آگاهي و جهل موجود ديوانه و مجنون ناميده مي شد که به همراه خودش انگي را آورده است.
از نظر علم روانپزشکي بيمار رواني دچار اختلالات ذهني مي شود، اما ديگران از جمله عوامل حقوقي تعبير به زوال عقل مي کنند و برداشت قانوني اجتماعي از يک مساله پزشکي صورت مي گيرد.
افراد چه زماني نياز دارند به روانپزشک مراجعه کنند؟
هر گاه علائم شايع خودشان را نشان دهند. حتي گاهي درد ممکن است نشانه خوبي براي اختلالات رواني باشد. به طور کلي دردهاي طولاني بدون عامل مشخص ، تغيير در تحمل شخص ، تغيير در خورد و خوراک ، خواب و انرژي و احساس پايين آمدن آستانه تحريک پذيري مي توانند مشخصه آغاز بيماري هاي رواني باشند.
آيا درمان کامل و بدون عود بيماري هاي رواني ممکن است؟
بله. اين امکان وجود دارد. بعضي بيماري ها مثل اختلالات دوقطبي ، اسکيزوفرني يا افسردگي عودکننده اند، اما راه جلوگيري از عود آنها را يافته و داروهايي توليد شده اند که از بازگشت بيماري جلوگيري مي کنند. گاهي بيماري ذاتا عودکننده نيست اما با قرار گرفتن در شرايطي که مجددا منجر به شکستن فرد شود، عود بيماري باز هم صورت مي گيرد و بالاخره گاهي برخي عودها به قطع مصرف داروها مربوط مي شود چون هنوز مغز براي مقابله با بيماري به دارو نياز دارد و افراد آن را از داروي موردنيازش محروم مي کنند.
مهمترين ابزار تشخيصي در روانپزشکي چه هستند؟
مصاحبه با بيمار و اطرافيان او، توجه به علائم ، سابقه خانوادگي افراد ابزار عمده تشخيص اختلالات روان در افراد محسوب مي شوند.
آيا نبايد بيمارستان هاي عمومي هم بخش روانپزشکي داشته باشند؟
واقعيت اين است که بايد اين طور باشد و در همه دنيا نيز صورت گرفته است. در زمان ساسانيان و در قرن ششم هجري در يزد چنين مواردي را داشتيم. متاسفانه مقاومتي وجود دارد که ناشي از کمي اطلاع از بيماري هاي رواني است البته مسلما اين کار در مورد گروه خاصي از بيماران رواني ممکن نيست.
چندين سال است بخشنامه وزارتي صادر شده به بيمارستان هاي دولتي که 10درصد تختهاي خود را به بيماران رواني اختصاص بدهند ، اما خودداري مي کنند. مشکل ديگر خودگردان شدن بيمارستان هاست که فشار آن بر مردم اعمال مي شود که به دليل عدم برخورداري از بيمه مناسب بايد به بيمارستان پول پرداخت کنند و بخش روانپزشکي به علت اين که درآمد قابل ملاحظه اي را در مقايسه با ساير بخشها عايد بيمارستان ها نمي کند معمولا داير نمي شود.
اميدواريم اين مشکلات با تغيير ديدگاه ها نسبت به بيماري و بيمار رواني رفع شود و در کنار افزايش امکانات درماني ، گامهاي موثرتري هم در ارتقاي سلامت روان جامعه صورت گيرد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 17:6  توسط منا خواجه مهریزی
|
اين مقاله حاصل تأملات و تجارب يك روانشناس بالینی در مورد اصول و یا قواعد لازم برای رسیدن به اهداف و خواستهها است.
1- چیزی را که خواهان آن هستید، یا موفق به کسب آن میشوید و یا موفق نمیشوید. پس حداکثر سعی خود را بکنید تا جزء افرادی باشید که موفق میشوند.
- تشخیص افرادی که میدانند که چه کاری برای رسیدن به خواستهشان باید انجام دهند و برنامه مشخصی برای این کار دارند، کار مشکلی نیست.
برای موفق شدن در هر کاری ابتدا باید اطلاعات لازم برای رسیدن به خواستهتان را جمعآوری کنید. این اطلاعات و مهارتها برای موفقیت شما ضروری هستند. با کسب آمادگی لازم برای این کار، سعی کنید چگونگی بازی و قواعد آن را پیدا کنید.
- برنامهریزی و جمعآوری اطلاعاتی که در مورد خودتان یا افرادی است که با آنها سر و کار دارید و یا اطلاعاتی درباره شرایط و وضعیت موجود است.
2- شما خود بهوجود آورنده تجربههایتان هستید پس خودتان باید مسئولیت زندگیتان را بپذیرید.
- شما نمیتوانید از مسئولیت اینکه چرا و چگونه زندگیتان اینگونه است شانه خالی کنید.
- هرگز نقش یک قربانی را بازی نکنید و از وقایع گذشته برای خود بهانه سازی نکنید.
- هر انتخابی که میکنید مثلاً انتخاب افکاری که به آن میاندیشید، دارای نتایج و عواقبی هستند. زمانی که شما رفتار یا فکر خاصی را انتخاب میکنید در حقیقت خود شما، نتایج و عواقب آن را انتخاب کردهاید.
3- مردم کاری را انجام میدهند که نفع یا سودی برایشان داشته باشد، بنابراین مشخص کنید که رفتار شما چه منافعی برایتان دارد و یا رفتار دیگران چه منافعی برایشان دارد؟
- حتی بدترین رفتارهای ممکن هم، منافعی دارند زیرا اگر از رفتاری که میکنید هیچ سود و منفعتی عایدتان نمیشد، مسلماً آن رفتار را انجام نمیدادید.
- منافع حاصل از یک رفتار بخصوص را مشخص کنید، چون شما نمیتوانید رفتاری را ترک کنید مگر اینکه از منافع حاصل از آن رفتار آگاهی پیدا کنید.
- دقت کنید که ممکن است رفتار شما به خاطر ترس از طرد شدن باشد. مسلماً تغییر نکردن کار آسانتری است، ولی شما باید سعی کنید چیزهای تازه و نویی را امتحان کنید و یا در مسیر جدید گام بردارید.
4- تا به وجود مسئلهای اقرار و اعتراف نکرده باشید نمیتوانید آنرا تغییر دهید. پس سعی کنید در ارتباط با زندگی و افراد، با خودتان صریح و شفاف باشید.
- اگر نخواهید و یا نتوانید که آگاهانه به رفتارهای منفی، ویژگیهای شخصیتی و الگوهای زندگیتان اقرار و اذعان داشته باشید، پس نمیتوانید آنها را تغییر دهید.
- اقرار و اعتراف کردن به چیزی، در حقیقت سیلیزدن به خودتان به هنگام مواجهه با واقعیت است و این که شما هزینه و تاوان هر کاری را میپردازید، به خودتان دروغ نمیگویید، انکار نمیکنید و حالت تدافعی هم نمیگیرید.
- شرایط و موقعیت فعلی شما چیست؟ اگر میخواهید برنامهریزی درستی برای زندگیتان داشته باشید، پس باید موقعیت و شرایط فعلی زندگیتان را به طور شفاف و روشن مشخص کنید. زندگی شما برای تغییر کردن، در وضعیت خیلی بدی نیست و خیلی دیر هم نشده است.
5- در زندگی به عمل شماست که پاداش داده میشود، پس تصمیماتتان را با دقت اتخاذ کنید و سپس عمل کنید و به ياد داشته باشید که به افکار بدون عمل در این جهان اهمیتی داده نمیشود.
- آگاهی، درک و درایت خود را به فعالیتهای هدفدار، بامعنی و سازنده مبدل کنید زیرا در غیراینصورت ارزشی نخواهد داشت. خود و دیگران را بر اساس خواستهها و یا گفتهها ارزیابی نکنید بلکه بر اساس عملکرد ارزیابی کنید.
- برای اینکه از وضعیتی که در حال حاضر در آن به سر میبرید، خارج شده و به جایی که میخواهید برسید، سختی و زحمت را تحمل کنید.
- در نظر داشته باشید که این ریسک را به خاطر خودتان است که میپذیرید چون قرار نیست رویاهای شما از بین بروند.
6- آنچه هست، واقعیت محض نیست، بلکه فهم و درک ما از آن واقعیت است که وجود دارد. پس پنجرهها یا دریچههایی را که شما از طریق آن به این دنیا نگاه میکنید بشناسید و گذشته خود را بدون اینکه کاملاً تحت کنترل آن قرار گیرید، بپذیرید.
- شما فقط از طریق فهم و درک خودتان است که این دنیا را میشناسید و تجربه میکنید و توانایی این کار را نیز دارید که خودتان چگونگی درک خود را از هر واقعهای، انتخاب کنید.
- چون همه ما دنیا را از طریق پنجرههای شخصی خودمان میبینیم، این امر بر چگونگی تعبیر و تفسیر ما از وقایع و پاسخهای ما و پاسخهای داده شده به ما تاثیر میگذارد. بنابراین عواملی را که بر نوع و طرز نگاه شما موثر هستند، بشناسید تا بتوانید عکسالعمل مناسبی در برخورد با آنها نشان دهید.
- این پنجرهها و یا دریچههای شخصی، ترکیبی از عقاید ثابت و یا افکار منفی است که در نوع نگاه و دیدگاه شما، وجود دارند.
- اگر با بررسی و ارزیابی دیدگاههای قبلی، نظام افکار و عقاید خود را مجدداً سازماندهی کنید، درک و بینش جدیدی بدست خواهید آورد.
7- زندگی، مدیریت کردن است پس یاد بگیرید که مسئولیت زندگیتان را به عهده بگيريد.
- شما مدیر زندگی خودتان هستید که هدفتان، اداره کردن زندگی به نحوی است که نتایج خوبی در برداشته باشد.
- مدیریت موثر زندگی به این معنی است که شما در مرحله آماده شدن برای رسیدن به هدفتان، در کنترل خود، در کنترل احساسات، در مواجهه با سایر افراد، در مرحله اجرا، در مواجهه با ترس و سایر ابعاد، بیش از پیش به خودتان نیاز دارید و بایستی با حداکثر تعهد، سرعت و هدایتی که میتوانید انجام دهید.
- کلید مدیریت زندگی، داشتن یک استراتژی است. اگر شما برنامهای روشن و شفاف و همچنین شجاعت، تعهد و انرژی لازم برای این استراتژی را داشته باشید، موفق خواهید شد.
8- ما به مردم یاد میدهیم که چگونه با ما رفتار کنند. پس به جای شکایت کردن، مسئولیت طرز رفتار مردم را با خودتان به عهده بگیرید.
- شاید به مردم یاد داده باشید که چگونه با شما احترامآمیز رفتار کنند و شاید این کار را نکرده باشید. این بدین معنی است که شما تا حدی مسئول رفتار نامناسب دیگران با خودتان هستید.
- اگر مردم رفتار نامناسبی با شما دارند، ببینید که شما چه کاری انجام دادهاید که آن رفتار را تقویت کرده و یا باعث آن رفتار شده است؟
- چون مسئولیت با خودتان است، میتوانید در هر موقع و برای هر مدتی رابطهتان را بازبینی کنید.
9- نیرو و انرژی زیادی در بخشش وجود دارد، پس چشمان خود را باز کنید و ببینید تحت تاثیر کدام خشم یا کینه قرار گرفتهاید. نیرو و انرژی خود را از کسانی که باعث رنجش شما شدهاند بازپس بگیرید.
- تنفر، عصبانیت و کینه، ویرانکننده هستند و باعث تضعیف و تحلیل قلب و روح انسان میشوند که قطعاً با آرامش درونی و احساس شادی منافات دارند.
- بخشش شما را از تنفر، عصبانیت و کینه رها میسازد. تنها راه خلاصی از اثرات منفی رابطهای که موجب ناراحتی و رنجش شما شده است، کمک گرفتن از اخلاقیات و بخشش کسانی است که موجب ناراحتی و آزردگی شما شدهاند.
10- قبل از اینکه چیزی را بخواهید باید اسم آن را بدانید، پس به وضوح مشخص کنید که چه میخواهید.
- از اهداف اصلی زندگیتان تا خواستههای روزمرهتان، لازم است بدانید که چه میخواهید.
- با تعریف دقیق اهدافتان، انتخابهای شما جهتدار خواهد شد و خواهید توانست رفتارها و انتخابهای لازم را برای رسیدن به اهدافتان، مشخص کنید.
- برای رسیدن به آنچه که میخواهید، شهامت لازم را داشته و واقعبین باشید. البته فقط در صورتی که خود را لایق و مستحق آنچه میخواهید، بدانید، شهامت لازم را کسب خواهید کردید.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آذر 1389ساعت 17:8  توسط منا خواجه مهریزی
|
| چطور کودکانمان را از خطر دور کنیم؟ |
|
|
فرزندان ما، برایمان عزیزترین موجودات روی زمین هستند و قطعاً سلامتی آنها مهمترین چیزیاست که به آن فکر میکنیم.
خصوصا اگر کم سن و سال باشند و قدرت تشخیص خطر را نداشته باشند.
اولین و مهمترین گامی که ما میتوانیم برای سلامتی آنها برداریم، رعایت نکات ایمنی در خرید وسایل برای آنهاست. نکاتی که به آن اشاره میکنیم، میتواند برای شما بسیار مفید باشد.
هنگام خرید هر وسیلهای برای دلبندتان:
با دست خود تمام سطح وسیله و اطراف انرا لمس کنید. خصوصاً جاهایی که امکان دست زدن کودکتان به آنجا وجود دارد. مطمئن شوید که هیچ نقطهای دست او را پاره یا دچار خراشیدگی نمیکند. مراقب نقاطی هم که ممکن است با آفتاب خوردن بیش از اندازه داغ شود باشید. مراقب نقاطی را که ممکن است دست فرزندتان در آن گیر کند و یا پیچ بخورد باشید. تمامی جاهایی را که با پیچ و مهره به وسیله مورد نظر پیچ شدهاند را بررسی کنید تا مبادا این مهرهها به خوبی سفت نشده باشند. چند نمونه از وسایلی که نیاز به توجه دارند:
صندلی ماشین:
توصیه میکنیم که تا زمانیکه فرزندتان کمتر ار ۲۰ کیلو وزن دارد، حتماً در هنگام رانندگی او را در صندلی مخصوص بنشانید. این صندلیها که دارای کمر بند ایمنی هستند کودک شما را از خطرهای مختلف محفوظ میدارند. به یاد داشته باشید که کمربند صندلی را حتماً ببندید. صندلی را خریداری کنید که از لحاظ ایمنی تأیید شده باشد و ایمنی را تضمین کند. دقت کنید که صندلی سیستم خیلی پیچیده برای باز یا بسته شدن نداشته باشد تا هر بار شما را به مشقت بیندازد. تختخواب:
این را بدانید که فاصله تشک تخت تا بدنه آن نباید از دو انگشت بیشتر باشد، زیرا ممکن است سر کودک شما در آن منطقه آسیب ببیند. بهترین کار پر کردن خلأ با ملحفه است. نردههای تخت باید کمتر از چهار سانتیمتر با یکدیگر فاصله داشته باشند تا سر کودکتان بین آنها گیر نکند. لولاها و پیچهای تخت نباید در دسترس کودکتان باشد. رنگ تخت باید ایمن و بدون مواد سمی باشد. بالشهای بسیار نرم را انتخاب نکنید تا زمانی که نوزادتان بتواند خود سرش را از روی بالش بالا بیاورد. بالشهای خیلی نرم در دوران کودکی زمانی که صورت بچه به بالش باشد میتواند خطر خفگی داشته باشد. کالسکه و صندلیهای بلند: هر چیزی که کودکتان روی آن مینشیند، باید پایههای پهن و قوی داشته باشد تا امکان برگشتن آن را کم کند. کالسکه یا صندلی حتما باید کمربند داشته باشد تا از افتادن کوچولوی شما جلوگیری شود. قبل از خرید کالسکه چند بار آن را ببندید و باز کنید تا ببینید آیا راحت باز و بسته میشود و یا بهراحتی در صندوق ماشینتان جا میشود. دقت داشته باشید مواد بهکار رفته در این وسایل سمی نبوده و برای فرزندتان ایجاد مسمومیت نمیکنند و همچنین نقاط کلیدی این وسایل در دسترس فرزندتان نباشد. چرخهای کالسکه حتماً باید سفت و سخت باشند و حتما چرخهای عقب به ترمز مجهز باشد لباسها: لباسی را برای او بخرید که از جنس قابل اشتعال نباشد و مواد بهکار رفته در لباس را کنترل کنید. دقت داشته باشید که دگمههای لباس و حتا زیپها بهخوبی و محکم به لباس دوخته شده باشند، زیرا آنها میتوانند بهراحتی کودک را در معرض خطر خفگی قرار دهند. نوزاد شما علاوه بر عوض شدن هر ساعته پوشکش نیاز به عوض کردن لباسهایش دارد. لباسهای مخصوصی را برای خواب یا بیرون رفتن و حتی سرما یا گرمای ناگهانی هوا دم دست خود داشته باشید. لباس نوزادتان را همراه لباسهای خودتان نشویید و حتماً پودرهای متوسط و رقیق استفاده کنید و به یاد داشته باشید که آنها را دو بار آبکشی نمایید. از نرمکنندههای لباس استفاده نکنید، زیرا در اوایل تولد پوست کودکتان بسیار حساس است و او را دچار عارضههای پوستی میکند. اسباببازیها: مطمئن شوید که هیچ نقطهای از اسباب بازی کمتر از چهار سانتیمتر نباشد، زیرا ممکن است کودکتان آن را وارد دهان کند و باعث خفگیاش شود. از خرید هر اسباببازی که دارای نقاط نوک تیز و یا برنده است، اجتناب کنید و مواظب باشید جنس آن از موادی همچون سیمها و یا مواد فلزی خطرناک نباشد. اسباببازی نباید از شیشه ساخته شده باشد و مراقب باشید بر چسب بهداشت روی اسباببازی باشد. عروسکها و اسباب پارچهای باید قابل شستشو و غیر قابل اشتغال باشند. مراقب باشید که هر اسباببازی عمری دارد، استفاده بیش از حد آن میتواند به تکهتکه شدن آن بیانجامد که برای کودکتان خطر دارد. اگر اسباببازی مورد نظرتان از الیاف ضعیف ساخته شده و امکان جدا شدن دگمهها و یا وسائل تزیینی آن وجود دارد، فوراً آن را از جلوی دست کودکتان بردارید. هر چند وقت یکبار از سالم بودن اسباببازیهای کودکتان با خبر شوید و آنهایی که در حال تبدیل شدن به خطر برای فرزندتان هستند را کنار بگذارید. ما هر پیشنهادی را که تصور میکنیم برای حفظ سلامتی کودکتان مفید است را بیان کردیم اما بهخاطر داشته باشید او به مراقبت هر لحظه شما نیاز دارد، پس چشم خود را از روی او برندارید!خطر هر لحظه در کمین اوست.
|
+ نوشته شده در شنبه بیستم آذر 1389ساعت 17:12  توسط منا خواجه مهریزی
|